مجتبى ملكى اصفهانى

120

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

اصل تأخر حادث يكى از مباحثى كه ضمن تنبيهات استصحاب مطرح مىشود ، استصحاب عدم است . اصل تأخر حادث نيز شبيه استصحاب عدمى است . شك در حادث شدن هر چيزى چند صورت دارد : 1 - فقط شك در حدوث چيزى باشد . در اين صورت ، استصحاب عدم جارى مىشود ؛ البته با وجود شرايط و اركان استصحاب . 2 - فى الجملة علم به حدوث چيزى در خارج داشته باشيم ولى در زمان حدوث آن شك داشته باشيم . در اين صورت ، استصحاب عدم حدوث تا زمان علم به حدوث آن شىء جارى مىشود . 3 - فى الجملة علم به حدوث دو چيز در خارج داشته باشيم ولى شك داريم كه آيا يكى از آنها زودتر حاصل شده يا اينكه با هم محقق شده‌اند ؟ و اثر شرعى نيز بر نبودن يكى از آنها در زمان وجود ديگرى مترتب است . در اين صورت ، استصحاب عدم يا اصل تأخر حادث در هر طرف جارى شود ، با جريان آن در طرف ديگر معارض خواهد بود و در نتيجه ، موجب ساقط شدن اين اصل در هر دو طرف مىشود . مثل اينكه مىدانيم پدر و پسرى در روز جمعه زنده بوده‌اند و روز شنبه هر دو فوت كرده‌اند ، و مىدانيم كه يكى زودتر از ديگرى فوت كرده است ، ولى نمىدانيم كدام يك از آنها زودتر فوت كرده است . در اينجا اگر اصل تأخر حادث را در مورد پدر جارى كنيم و بگوييم : فرزند زودتر فوت كرده است ، و بنابراين پدر از او ارث مىبرد ، در مورد فرزند نيز اين اصل جارى مىشود و در نتيجه دو